تبلیغات
 ♥♥ دوستانه ♥♥ - ♥ دوست ♥
دوست
 
بزرگ بود 
و از اهالی امروز بود
و با تمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید.
 
صدایش
به شکل حزن پریشان واقعیت بود.
و پلکهایش
مسیر نبض عناصر را
به ما نشان داد.
و دست هایش
هوای صاف سخاوت را
ورق زد
و مهربانی را
به سمت ما کوچاند.
 
به شکل خلوت خود بود
و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را
برای آینه تفسیر کرد
و او به شیوه ی باران پر از طراوت تکرار بود.
و او به سبک درخت میان عافیت نور منتشر می شد.
همیشه کودکی باد را صدا می کرد.
همیشه رشته ی صحبت را
به چفت آب گره می زد.
برای ما، یک شب
سجود سبز محبت را چنان صریح ادا  کرد
که ما به عاطفه ی سطح خاک دست کشیدیم
و مصل لهجه ی یک سطل آب تازه شدیم.
 
و بارها دیدیم
که با چقدر سبد
برای چیدن یک خوشه ی بشارت رفت.
ولی نشد
که روبه روی وضوح کبوتران بنشیند
 
و رفت تا لب هیچ
و پشت حوصله ی نورها دراز کشید
و هیچ فکر نکرد
که ما میان پریشانی تلفظ درها
برای خوردن یک سیب 
چقدر تنها ماندیم.
 

تاریخ : شنبه 19 مهر 1393 | 17:57 | نویسنده : Ronika | نظرات

  • paper | وب ری شاپ | وب جستوجوی فایل
  • كد ماوس

    
  • وب شرم


  • برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


    دریافت كد گالری عكس در وب

    
  • وب شرم
  • کد حباب و قلب